محمد مهريار
542
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
نشانههاى روشن قدمت تاريخى آن مشروح و مفصل در خود نامواژه توضيح داده شده است . اجمالا اين ناحيه از قديمترين نواحى اصفهان است ، وجود آتشگاه بزرگى در وسط باغستانهاى آن بر بالاى كوه آتشگاه نداگر روزگارى است كه دين زردشتى سرتاسر ناحيه را گرفته بود و هر صبح و شام زردشتيان به سوى آن آتش رخ مىنهادند و نيايش مىكردند و كستى مىگشودند و مىبستند . بنابراين لازم نيست در اينجا توضيحات ديگرى آورده شود ولى بايد تذكر داد كه اين ديه در شمال اصفهان و سخت نزديك به شهر در كنار شاهراه اصفهان - تهران قرار گرفته است . شهر دارد چون اژدهاى دمان به سرعت پيش مىرود و طولى نخواهد كشيد كه آن را به كام خود خواهد كشيد و از فردوان كهن شايد جز محلتى از اصفهان باقى بماند يا كه نماند ، بدين جهت فقط به نام آنكه شايد باقى بماند مىپردازيم . واژهشناسى : نامواژهء فردوان بر ما معما مىنمايد و آسان به ذهن نمىرسد . در تقطيع اين نامواژه به صورت « فر + دو + ان » در مىآيد . مىدانيم كه « ف » در زبان فارسى بيشتر منقلب از « پ » است و باز مىدانيم كه حرف « دال » همچنان منقلب از « ت » « 1 » است . بنابراين تقطيع واژه به صورت اصلى چنين است . « پر + تو + ان » ( Partow n ) و اينك معناى آن نيز روشن مىشود چونكه كلمهء « پرتو » به معناى پرتاب به معناى انعكاس يك دسته شعاع است و « ان » هم علامت نسبت و كثرت است . ولى در اينجا بىشك اين معناى تابش و شعاع مقصود نيست و با محل سكنى نيز اين معنى مناسب ندارد و بايد دنبال معنى ديگر بود . با دقت بيشتر روشن مىشود كه جزء اول « پرتو » صورت ديگرى از واژهء پرتوه ( Partowva ) است و همان است كه بعدها « پهلو » شده و « پهلوى » و « پهلوان » از آن آمده و بنابراين « پرتوان » صورت ديگرى از « پهلوان » است و باز نشان دهندهء همان قوم « پهلو » و « پهلوى » و « پرتوى » است كه شاهان اشكانى از آن قوم بودهاند و كلمهء « پرتوى » و « پهلوى » هر دو به يك معنى و به دو صورت است و « پرتوان » معادل فردوان يعنى جايگاه قوم پرتوه است . فرشادى Far di فرشادى نام ديهى نيست بلكه نام يك مادى ( در تداول عامهء اصفهان معادل نهر ) است . اين مادى از ماديهاى كهن و قديم اصفهان است و در شبكهء قديم آبيارى اصفهان بسيار معتبر و
--> ( 1 ) - ن . ك . به : برهان قاطع ، فاتحهء حرف « ت » و « ف » .